داستان لز من و خواهرم روي تخت | کارکن

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان لز من و خواهرم روي تخت

داستان لز من و خواهرم روي تخت

داستان لز من و خواهرم روي تخت
 

1 . من و خواهرم سمانه | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … این که امشب با سمانه ی قشنگم تنها بودم و به یاد آوردن صحنه هایی که از لز نرگس و https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-9/سمانه دیده بودم،مدام تحریکم می کرد.خیلی دوست داشتم با سمانه سکس کنم و خب امشب
باید هر طوری شده بود این کار رو می کردم.گذشت تا اینکه ساعت حدود 8 شب شد و من
داشتم پای اینترنت عکس دانلود می کردم.سمانه هم روی تختش نشسته بود و …
 

2 . سکس من و بابام و خواهرم | داستان های سکس ایرانی!
‎18 ژانويه 2008 … مهسا (خواهرم ) نشسته بود پای ماهواره . این کره … خلاصه نشستیم پای لز دیدن و کم کم هم https://koskirstory.wordpress.com/2008/…/سکس-من-و-بابام-و-خواهرم/دستمون رفت تو شلوارک و داشتم به کسم ور میرفتم و باز رفتم تو خیال که آخه سعیده
چه جوری سکس کرده با داداشش و …. بابا اومد کنارم روی تخت دراز کشید و گفت که مهسا
واسم گفته تو کفه کیر بودین حالا نمیخوای دلی از عزا دربیاری ؟
 

3 . خواهر خوب | بهترین داستان های س+ک+س+ی
‎12 ا کتبر 2009 … اسم من حمیده. بیست سالمه. می خوام داستان سکس با خواهرم را براتون تعریف کنم. تعداد https://4udastan.wordpress.com/2009/10/12/خواهر-خوب/اعضای خانواده ما پنج نفره. یه مادر و دو خواهر. سارا که پانزده سالشه و ساناز که هفت
سالشه. پدرمون در شهر دیگه ای کار … دیدم که سارای خوشگلم به سینه روی تخت خوابیده
و یک دامن سیاه بلند و یک پیراهن نارنجی تنشه. من آرام آرام رفتم کنار …
 

4 . من و آذر و سپیده (قسمت سوم) | داستانهای قشنگ و زیبا
‎5 آوريل 2008 … من که وضع رو اینطور دیدم در حالی که ساعت حدود 8 و 20دقیقه بود به آرومی وارد اتاق https://dastans3x.wordpress.com/2008/…/من-و-آذر-و-سپیده-قسمت-سوم/خواب شدم و گفتم: بازی ، بازی ، من هم بازی ، یکهو سپیده بلند شد و رو تخت … و آذر هم
با شدت شروع کرد به بالا و پایین کردن خودش رو کیرم ، من که کیرم بخاطر دیدن صحنه
عشقبازی ( بهتره بگم لز بازی) آذر و سپیده حسابی تحریک شده بود و …
 

5 . 95
‎داستان #عرق_خوردن_رویایی عرق خوردن رویایی 1396/6/31 سلام این داستان نیس و یک hamlet.blogsky.com/comments/post-196/page/95خاطرست ک هنوز هم در جریانه اسم من احسان 25 سالمه از مامانم بگم که یک زن جا افتادست و
اسمش ناهیده من از اون موقع ک یادم میاد همیشه تو کف مامانم بودم همیشه …… کلی جیغ زد و
حال کرد و لم داد روی تخت که کون خوش فرمش از تو ساپورت نازکش قلمبه زد بیرون.
 

6 . ss – Yahoo Groups
‎2 سپتامبر … 102828Fw: [ViVA-Club] داستان سکسی … داییمو خیلی دوس داشتم و اون کار امشبش https://groups.yahoo.com/neo/groups/Viva-Club/…/102828باعث شد یکم تحریک بشم رفتم تواتاقش واسش پتورو روی تخت انداختم و هدایتش
کردم ب اتاق خاب با اینکه توروستا بود ولی ی خونه ی خیلی شیک و بزرگ داشتن
وقتی ک دراز کشید روی تخت گوشیش از دستش افتاد دیگه کاملا معلوم …
 

7 . 2604Re: [iran_eshgh] لطفا کاسه داغ تر از آش نشید … – Yahoo Groups
‎26 آگوست 2013 … این داستان از یه گروه دیگه به اسم …واسه من ایمیل شده بود منم فرستادم تا اعضا گروه https://ca.groups.yahoo.com/neo/groups/iran_eshgh/…/2604ایران عشق بخونن و متوجه باشن که در چه روزگاری زندگی میکنیم نیازی هم نیس هی پیام
اخلاقی بفرستین و ارشاد کنید همه عقل و شعور دارن و زشت بودن کار خیانت برا همه
معلومه لطفا کاسه داغتر از آش نشید ، پاش بیافته یه عده هستن که بدتر …
 

8 . خواهرم نسرین – شهوانی
‎10 آگوست 2013 … توی راه موضوع خودمم گفتم که گفتخیلی برام متاسفه. و از این که همه داریم بد میاریم
ناراحت بود .اون شب شام درست کرد و خوردیم و من گفتم که توی حال میخوابم پای
تلوزیون و تو روی تخت بخواب همینطور هم شد اما نیمه های شب یهو از خواب بیدار شدم و با
صدای من نسرین هم از خواب پرید و گفت داداش چی شده که گفتم خواب دیدم .
 

9 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 76 – انجمن لوتی
‎چون خالم تا تونسته بود اسباب بازی خریده بود و پسرک ما هم با گریه زاری نرفت بود
خونه مادرم این ناا و به من زنگ زدن و گفتن که امشب زود برو خونه خالت و بیا خونه. …..
گذاشتم رو تخت گفتم چیه جیغ زد گفت بیا زود بدو من سریع رفتم دیدم بین در
واستاده هنوز زیر دوش نرفته بود شرت سفبد پاش بود دستاشم گرفته بود رو سینه هاش
ولی از …
 

10 . 17:23 – Ok
‎21 آگوست … باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/65061969272847خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS